۱۳۹۳ تیر ۸, یکشنبه

آن‌سو، چلچله‌ای تنها



آن سو، چلچله‌ای‌ست تنها و بهاری که آمدن‌اش به بهایی‌ست بس گزاف
برای بازگرداندن خورشیدِ دوباره، چه‌ها که نباید کرد
چه جان‌های شیفته‌ای فدا باید، تا  چرخ زمان را بگرداند
چه زندگانی‌ها و خون‌ها که باید در پای آن ریخته شود...

آه ای خالق من! تو مرا در بطن کوهساران خلق کرده‌ای!
آه ای خالق من! تو مرا بر فراز دریاها روان کرده‌ای!

ساحران تاریکی، تنِ پیام آور بهار را در کف دریاها مدفون کرده‌اند
در مقبره‌ی چاهی عمیق، سر به مُهر و دور
چندان بویناک، که تاریکی و سرتاسر مغاک را سرشار کرده بود.

آه ای خالق من! یاس‌های بنفش نیز تو را در خود نهفته‌اند
آه ای خالق من! رایحه‌ی رستاخیز را می‌شنوی؟


ترانه: اُدیسه الیتیس
آهنگساز: میکیس تئودوراکیس
اجرا: گریگوریس بیتیکوتسیس
برگردان:پریسا نصرآبادی


۱۳۹۳ خرداد ۹, جمعه

گزارش از خاک استکهلم | پریسا نصرآبادی & پردیس رحمان فرد

  

382683_10200772869435668_1591613276_n

پرچم سیاه در سواحل امن اسکاندیناوی برافراشته شده است. دریای دولت های رفاه در این کشورها طوفانی است.
بحران عمیق اقتصادی که از سال 2009 سرتاسر اروپا را درنوردیده و به طغیان و اعتراضات میلیونی وعظیم فرودستان در فقیرترین کشورهای اروپا نظیر یونان، اسپانیا، ایتالیا، پرتغال و غیره انجامیده، اکنون دامن کشورهای به ظاهر مرفّه تر شمال اروپا را گرفته و به نقطه انفجار رسیده است. اکنون زنگ خطر در مناطق حاشیه ای شهرهای مختلف سوئد به صدا در آمده و رو به گسترش گذاشته است. شورش آغاز شده است.

گفتگو با ماهینور المصری، از فعالین سوسیالیست انقلابی | پریسا نصرآبادی

mmm


توضیح: ماهینور المصری وکیل دادگستری، فمینیست و از اعضای سازمان سوسیالیست های انقلابی در شهر اسکندریه است که از آغاز روند انقلابی در مصر به طور مستمر فعالیت جدّی و پیگیرانه ای در متن جنبش انقلابی داشته است.
پریسا نصرآبادی: ماهینور عزیز، خیلی از تو ممنونم که برای این گفتگو به ما پیوستی، این بار دومی هست که ما تو را در این برنامه داریم، و از حضورت خیلی خوشحال هستیم، ضمن این که به طور ویژه از تو سپاس گزاریم که در این شرایط دعوت ما را برای گفتگو قبول کردی.

سیاست مقدورات علیه سیاست امید | پریسا نصرآبادی



ارزیابی بحران ساختاری جمهوری اسلامی در چارچوب منازعات جاری حول مسئله انتخابات، قابل حلّ و فصل نیست که یک نیروی سیاسی جدّی چپ ولو در سطح تحلیل بخواهد به آن دامن بزند. ریشه های این بحران که درازایی بیش از قدمت سی و پنج ساله جمهوری اسلامی دارد، حتی بایستی در سرتاسر دوران پهلوی پی گرفته شود تا از خلال آن بتوان تضادها و تناقضات درون ساختاری و بازیگران و صحنه گردانان جدال ها را دقیق تر شناسایی نموده و در پرتو آن درک دقیق تری از بحران های سیاسی ایران در اِشِل داخلی، منطقه ای و جهانی، و بحران های اقتصادی و اجتماعی به دست آورد و از این زاویه می توان آن را پروژه ای استراتژیک دانست که وارد نشدن چپ تا این لحظه به آن، نافی اهمیت و ضرورت اش نیست.

۱۳۹۱ مرداد ۱۳, جمعه

معرّفی یک وبلاگ و کتابی که در حال ترجمه است:

به اتفاق تعدادی از رفقای خوب، داریم این کتاب رو فصل به فصل ترجمه می کنیم و تازه تازه میگذاریم روی این وبلاگ.
 سر بزنید. این هم چرایی این ترجمه و انتخاب این کتاب:



پیشگفتار
... و اما ماجرای این وبلاگ.
طبق معمول همه چیز از یک پیشنهاد و یکی دو آدم با انگیزه شروع شد. در یک گفتگوی ساده اینترنتی آن ها به این نتیجه رسیدند که در عرصه آموزش و بهره گیری از نظریه های آموزشی مدرن فقیر و کم بنیه هستیم. سیر قهقرایی که نظام آموزش و پرورش ما همانند نظام بهداشت ما و... طی می کند و لطمه های جدی که کودکان، بزرگسالان و سالمندان با تمام وجودشان حس می کنند، انکار ناپذیر است. در آموزش و پرورش ما، خصوصی سازی، به ایجاد روش های نوین انقلابی و سبک های موازی با قرائت رسمی، کوچکترین کمکی نکرده است. به جای آن، چیزی که رخ داده، ورود سوداگری در ابعاد فاجعه بار به عرصه آموزش است...

۱۳۹۱ تیر ۲۵, یکشنبه

برای صدمین سال تولد وودی گاتری| "این سرزمین، سرزمین توست"


 چهاردهم جولای امسال، صدمین سالگرد تولّد وودی گاتری(July 14, 1912 – October 3, 1967)، خواننده، ترانه سرا و آهنگساز امریکایی برجسته بود که به ویژه در موسیقی فولک و کانتری پیشگام بوده است. وودی گاتریِ کمونیست را "پدربزرگ موسیقی اعتراضی" لقب داده اند؛ مشهور است که وی اجرای موسیقی و خواندن ترانه هایش را با اشاره به گیتار در دستش، با این شعار آغاز می کرده است: "این ماشین، فاشیست ها را می کُشد!"
وودی گاتری، که الهام بخش خوانندگان برجسته ای چون باب دیلن، بروس اسپرینگتن، پت سیگر، بیلی برَگ، جو استرامر و... بوده است، تمام زندگی اش را در میان کارگران امریکایی زندگی کرد، از آنان ملودی ها و ریتم های موسیقی فولک را آموخت، و برایشان نواخت و خواند. او به موازات پیش بردن هنر به مثابه سلاح مبارزه، در کالیفرنیا و بعد در نیویورک به عنوان حامی کارگران مهاجر مزارع و فعال جنبش اتحادیه های کارگری فعالیت می کرد، برای کارگران و اعتصاباتشان کمک مالی جمع می کرد و مدّتی نیز در روزنامه کمونیستی The Daily Worker ستون نویس بود.
وودی گاتری طی چند دهه عمرش، همواره صدای اعتراضات و جنبش های مبارزاتی طبقه کارگر و جنبش های مدنی در امریکا بود، آن چنان که در جنبش های دانشجویی و جوانان دهه شصت میلادی در اروپا و امریکا، نهضت احیای وودی گاتری به راه اقتاده بود و یکی از سمبل های برجسته این اعتراضات بود.
یکی از معروف ترین ترانه های وودی گاتری، با عنوان "این سرزمین، سرزمین توست!" بشنوید و برگردان ترانه را نیز ذیلاً بخوانید:






"این سرزمین، سرزمین توست"

این سرزمین سرزمین توست، این سرزمین سرزمین من است
از کالیفرنیا تا جزیره نیویورک
از جنگل رِدوود تا آب های گلف استریم
این سرزمین برای تو و من ساخته شده است.

هم چنان که در کناره بزرگراه قدم می زدم
آسمان ِ تا بی نهایت را برفراز سرم نگریستم
نگاهی به وادی زرّین زیر پایم انداختم
این سرزمین برای تو و من ساخته شده است.

سرگردان و بی هدف گشتم و گشتم، و رد پای خود را پی گرفتم
تا شن‌های درخشان دشت های چون الماسش...
همه جا در دور و برم نوایی در گوشم می نواخت:
این سرزمین برای تو و من ساخته شده است.

خورشید می‌تابید و من هم چنان پرسه می‌زدم
گندمزاران موج می‌زدند و توده‌های ابر در هم می‌پیچیدند
در حالی که مه همه جا را  فرا می‌گرفت، نوایی در گوشم می نواخت:
این سرزمین برای تو و من ساخته شده است.

این سرزمین سرزمین توست، این سرزمین سرزمین من است
از کالیفرنیا تا جزیره نیویورک
از جنگل ردوود تا آب های گلف استریم
این سرزمین برای تو و من ساخته شده است.

 خورشید می‌تابید و من هم چنان پرسه می‌زدم
گندمزاران موج می‌زدند و توده‌های ابر در هم می‌پیچیدند
در حالی که مه همه جا را  فرا می‌گرفت، نوایی در گوشم می نواخت:
این سرزمین برای تو و من ساخته شده است.

هم چنان که قدم می‌زدم، در مسیر تابلویی را دیدم  
که روی آن چنین نوشته بود: «ورود اغیار ممنوع است» 
اما آن سوی دیگر تابلو هیچ نوشته نشده بود! 
بله، آن سوی دیگرش را برای من و تو ساخته‌اند..
                        
مردمانم را در سایه برج کلیسا دیدم..
کنار مرکز اعانه، می‌بینم مردمانم را 
که با شکم های گرسنه آن جا ایستاده اند، از آن ها می‌پرسم  
که آیا این سرزمین را هنوز هم برای من و تو ساخته‌اند؟


هیچ بنی بشری نمی تواند مرا متوقف کند
مادامیکه من در شاهراه آزادی گام بر می دارم
هیچ بنی بشری نمی تواند مرا از این راه برگرداند
این سرزمین برای تو و من ساخته  شده  است...

  

۱۳۹۱ تیر ۱۱, یکشنبه

Iran: Labor activists in the line of fire | By: Parisa Nasrabadi


این مقاله در ارتباط با وضعیت جنبش کارگری ایران و دستگیری و سرکوب گسترده فعالین کارگری   برای نشریه ویووپوینت تهیه شده است:


Shahrokh Zamani, a member of the Painters' Union and The Follow-Up Committee to Set up Free Labor Organizations in Iran, was sentenced to 11 years imprisonment for trying to form a syndicate

ny_bild_av_de_arresteradeIn continuing attempts to crush unions and workers protesting to demand their rights, the Islamic Republic of Iran (IRI) is imposing cruel punishments on workers and labour activists, particularly in the last two years.
The most recent offensive of the IRI regime against workers' rights activists is profoundly shocking. On Friday, June 15, 2012, about 60 labor activists, including many members of the “Coordinating Committee,” were arrested by the agents of the intelligence ministry after they raided a house in city of Karaj during a meeting of the committee. According to the first announcement of this committee, detainees were beaten by the police and transferred to Rajai Shahr prison in Karaj. Following an update issued by the “Coordinating Committee” in the afternoon of June 16th, the majority of those arrested were released on bail with the exception of the following labour activists:
Mitra Homayooni, Reyhaneh Ansari, Alireza Asgari, Saeed Marzaban, Cyrus Fathi, Masoud Salimpour, Maziar Mehrpour, Jalil Mohammadi and Faramarz Fetrat Nejad.

Workers arrested previously

Reza Shahabi, a board member of the Syndicate of Workers of Tehran Vahed Bus Company, already imprisoned for 22 months finally had a sentence of 6 years imprisonment imposed. As well he is prohibited from all union activities for five years and is forced to pay a fine of seven million Tomans into the state coffers. Reportedly, as a result of rough beatings he received following his arrest, he is in need of surgery to prevent paralysis on his left side. However, judicial officials have refused to allow him time out of prison to receive the necessary and appropriate medical treatment and the rest he needs before his surgery. They have denied all requests.

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۶, سه‌شنبه

پرونده جنبش کارگری در مصر | پریسا نصرآبادی


مجموعه ای که در زیر لینک های مربوط به آن را مشاهده می کنید، پرونده ویژه جنبش کارگری مصر است که برای نشریه نگاه دفتر بیست و ششم تهیه کرده ام. این پرونده در حال تکمیل شدن است و مجموعه مطالب آن در یک مجلّد واحد منتشر خواهد شد.

۱۳۹۰ اسفند ۲۰, شنبه

نان و گل های سرخ | جیمز اُپنهایم | برگردان: پریسا نصرآبادی


به تمام زنانی که علیه ستم و نابرابری مبارزه می کنند..





هنگامیکه به راه پیمایی می آییم، و به پیش می رویم، در زیبایی این روز 
یک میلیون آشپزخانه تاریک، هزار انبار و کارخانه خاکستری
با پرتوهای نوری که از خورشیدی غیر منتظره می تابد، لمس می شود
و ما برای تمام مردمانی که می شنوندمان می خوانیم، " نان و گل های سرخ، نان و گل های سرخ".


هنگامیکه به راه پیمایی می آییم، و به پیش می رویم، برای خاطر مردان نیز می جنگیم

زیرا که آن ها کودکان این زنان هستند و ما بار دیگر برایشان مادری می کنیم.

زندگی ما نبایستی مشقّتی باشد که از زمان تولّد تا پایان زندگی مان به طول بیانجامد
قلب ها نیز مانند بدن ها طعم گرسنگی را می چشند: به ما نان بدهید، اما گل های سرخ نیز بدهید!


هنگامیکه به راه پیمایی می آییم، و به پیش می رویم، زنان جان باخته بی شُماری
راهی می شوند و از میان آوازهای ما، ترانه دیرینه شان را برای نان گریه می کنند؛
آن خُرده هنر و عشق و زیبایی را که روان های رنج کشیده شان می شناخت...
بله، ما برای نان می جنگیم، اما برای گل های سرخ نیز می جنگیم!


هنگامیکه به راه پیمایی می آییم، و به پیش می رویم، آن روزهای بزرگ را به بار می آوریم
برخاستن زنان به معنی برخاستن نژاد انسانی است
دیگر نه اثری از کار پرمشقّت و پست خواهد بود، نه بیکاره گی و تن پروری_ این که ده نفر در رنج باشند و یک نفر در آسودگی
بلکه همه چیز سهیم کردن یکدیگر است در شکوه زندگی: نان و گل های سرخ، نان و گل های سرخ!





 :پانوشتاین شعر در سال 1911 توسط جیمز اُپنهایم سروده شده و با اعتصاب‌ زنان کارگر منسوجات که در ژانویه و مارس 1912 در ماساچوست رخ داد، گره خورده است، چنان که آن اعتصاب را هم‌اکنون با نام “اعتصاب نان و گل‌های سرخ” می‌شناسند. آنتولوژی اشعار کارگری در 1915، بانگی برای عدالت: آنتولوژی ادبیات مبارزه اجتماعی نخستین منبعی است که نشان می دهد این ترانه با اعتصاب چنین نسبتی برقرار کرده است.

مسأله زنان در پرتو تحولات خاور میانه | پریسا نصرآبادی

متن سخنرانی در پنجمين يادمان پوران بازرگان
 ۳ مارس 
۲۰۱۲




فشرده سخنرانی: زنان در سراسر منطقه خاورمیانه، به رغم پس زمینه های تاریخی- فرهنگیِ به شدّت مردانه و پدرسالار، و فقر و خشونتی که تحت ساختارهای اقتصادی- سیاسی سرمایه داری رژیم های مختلف منطقه تقویت شده اند، به رغم سنّت های پوسیده مذهبی، عرفی و قبیله ای، به رغم تاثیرات ارتجاعی استعمار- امپریالیسم و نیز ناسیونالیسم قومی در کشورهای مختلف منطقه و نیز اقسام کشمکش های اجتماعی، مذهبی و سیاسی، در متن مناسبات رژیم های مختلف این منطقه، پیشرفت های قابل توجّه و چشم گیری داشته اند. طی روند تحولات مختلف در این منطقه، زنان یکی از مهم ستون های این تحولات اجتماعی- سیاسی بوده اند و این نقش، در یکی دو سال اخیر و آغاز روندهای انقلابی- اعتراضی در اقصی نقاط منطقه، بیش از هر زمان دیگری موقعیت و جایگاه زنان را برجسته کرده است. زنان اکنون، مهم ترین رکن و نیز شاخص پیشروی و ترقّیِ جنبش های "نان و آزادی" و همه روندهای سیاسی- اجتماعی هستند که مرور و بررسی آن، یکی از جدّی ترین مواردی است که بایستی در دستور کار ما قرار بگیرد.

هشت مارس امسال، با سال های گذشته تفاوت های کیفی چشمگیری دارد. طی یک سال و چند ماه اخیر، تحولات عظیمی در دل خاورمیانه و شمال افریقا به وقوع پیوسته و روندهای انقلابی آغاز گشته است که لزوماً کیفیت روز جهانی رهایی زنان و نحوه مواجهه ها با این روز را دگرگون می کند.
در روندهای انقلابی که از تونس و مصر شروع شد و به نقاط دیگر از جمله لیبی، یمن، بحرین، عربستان، سوریه و.. بسط پیدا کرد، حضور زنان چنان چشمگیر و نقش شان در تحرکات انقلابی چنان برجسته بود که تمام نگاه ها را به سوی خود می کشاند و ارباب رسانه های امپریالیستی را نیز وادار نمود که در برابر این تصویر قاطع از زنان سر خم نمایند؛ مدیای غربی که زن خاورمیانه ای را همواره در نمای متناقض موجودی در بند و زنجیر سلسله مراتب خانواده و عشیره و به عنوان برده ای خانگی در حصارِ قواعد پدرسالار و عرفِ مردمحور و یا رقّاصه ای بزک کرده در سرسراهای خوش گذرانی ها و سورچرانی های مردان خاورمیانه ای به تصویر کشیده بود، حال چاره ای نداشتند جز آن که زنانی را به مردمان کشورهایشان معرّفی کنند، که از دل دهه ها رنج و ستم جوشیده بودند و پیشاپیش تمام صفوف مبارزه می رزمیدند.