۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه

در آستانه اول ماه مه، روز جهانی کارگر


لیبرال- رفرمیست ها، اول ماه مه و قمار بر سر امر محال!

این نوشتار را با جمله ای از لنین آغاز می کنم، نه برای این که برای تایید کلیشه هایی که در ادامه خواهم نوشت مرجعی را جسته باشم، بلکه دقیقا به این دلیل، که سابقه تاریخی نقشی که نیروهای اجتماعی مختلف و طبقات در جدال جامعه در دوره های گوناگون التهاب سیاسی در عصر سرمایه داری ایفا می کنند را برجسته کرده باشم. این امر به ویژه با امعان نظر به موقعیت طبقه کارگر ایران و رسالتی که در دوران سیاسی جدید پیش رو بر عهده دارد حائز اهمیت و معانی عمیق تری می شود:
«خرده بورژوازی باید اعتماد به بورژوازی را به مردم بیاموزد؛ پرولترها هم باید عدم اعتماد نسبت به بورژوازی را به مردم بیاموزند»(وظایف پرولتاریا در انقلاب ما)

۱۳۸۸ اسفند ۱, شنبه

درباره اهمیت تاریخی سیاهکل یا « کاشفان فروتن شوکران» پیامشان چه بود؟ | پریسا نصرآبادی





1)      از سیاهکل که سخن می گوییم، باید یادمان باشد که این واقعه ای است، که تاریخ در برابر آن، در برابر آفرینندگان آن، کلاه از سر برداشته است...این رخداد، که چونان نقطه عطفی بر پیشانی سال های تاریک و کدر دهه چهل شمسی، یعنی تمام سال های پس از کودتای سیاه 28 مرداد، می درخشد، همواره یادآور درس  دریدن پرده تردید، برای نسل های جوانی است که از پس سال 49 زاده شده اند. مساله چه بود؟ مبارزه مسلحانه هم استراتژی هم تاکتیک؟ یا فقط تاکتیک؟ یا تقدم سازماندهی شهر بر جنگل؟ یا ایجاد تحرک از طریق جنگل تا آماده سازی شهر ها؟ حق با گروه احمد زاده بود یا اشرف؟ صفایی فراهانی کجای این تاریخ پر شکوه ایستاده است؟ خطاهای تاکتیکی یا استراتژیک گروه جنگل؟ هیچ یک.

۱۳۸۸ دی ۱۴, دوشنبه

اصلاحات مُرد،زنده باد انقلاب!


اصلاح طلبان تاریخاً دشمنان طبیعی انقلاب اند. زیرا که انقلاب ها نیز اصلاح طلبان را در خویش می بلعند و ازاین روست که اصلاح طلبان حتی در ناگزیر ترین شرایط نیز، انقلاب ها را به تعویق می اندازند.اکنون جدال جبهه منسجم اصلاح طلبان، با جناح مقابل که برسازنده یا حامی دولت کودتا هستند، به نبردی سهمگین برای مرگ یا زندگی بدل شده است، و اصلاح طلبان، که بدون هیچ تعارفی، این نبرد را به پشتوانه توده های عظیم مردم تا بدین جا ادامه داده اند، در هراس ازاندیشه انقلاب، کماکان بر ماندن در چارچوب های تنگ حکومتی پا می فشارند که کودتاچیان آن را در قبضه دارند و از شواهد و قرائن پیداست که تا انتهای این بازی خونین نیز پیش می روند.

گو اینکه، هم اصلاح طلبان و هم کودتاچیان، در یک ویژگی مشترک اند: تنها چیزی که هیچ یک از این دونیروی سیاسی پیش بینی نمی کردند، قدرت خیزش عظیم توده های مردم، برای پیشبرد اعتراضاتشان بود.از این رو هر دو آنها غافلگیر شدند، اصلاح طلبان راه ادامه اعتراضات در پسِ پُشت جنبش مردمی را برگزیدند وکودتاچیان راه خونین سرکوب جنبش اعتراضی مردم را. اصلاح طلبان در سه ماه گذشته نشان دادند که طرح لگام زدن و کنترل جنبش توده ای مردم را همواره در دستور کار دارند تا خارج از اتوریته و تصمیم آنان، رادیکالیسم پویای اعتراضات مردم، سمت و سویی خارج از دستورایشان نیابد؛ به زعم اصلاح طلبان، اعتراضات مردم باید صرفا محدود به عقب نشاندن دولت کودتا باشد و نه چیزی بیش از آن.

۱۳۸۸ مهر ۱۰, جمعه

اینک دانشگاه.... در آغاز سال تحصیلی و سرکوب سازمان یافته| پریسا نصرآبادی

امسال بیش از نیم میلیون دانشجوی جدید درسال ۸۸ وارد دانشگاه ها می شوند و بدون شک این دانشجویانجدید الورود، با هر سال متفاوت خواهند بود. این تفاوت نه فقط در شرایط نوین دانشگاه ها و مراکز آموزشی، نه فقط به دلیل تهدیدها و فشارهایی که بیش از بیش توسط دولت کودتا بر دانشگاه ها بار می گردد، بلکه مهم تر از همه، به دلیل شرایط نوین سیاسی و اجتماعی ایران است .

۱۳۸۷ آذر ۱۵, جمعه

شانزده آذر در چند پرده | پریسا نصرآبادی

وسوسه نوشتن در باره شانزده آذر امسال، تلخ و گزنده است؛ آوار مرور چندين سال پياپی شانزده آذر سرخ که دستاورد پيشروی مستقل ترين، مترقی ترين و متعهد ترين بخش از بدنه جنبش دانشجويی بود، امسال در فضايی بر سر ها فروريخت که نوچگان بخش هايی از حاکميت، در قامت دفتر تحکيم وحدت (در راستای تسهيم قدرت) و نومحافظه کاران نورسِ وطنی، يگانه ميدان دار برگزاری آکسيون روز دانشجو بودند(البته پس از اخذ جواز و کسب تکليف از مقامات امنيتی مربوطه که چند و چون و چارچوب بندی برنامه را پيشتر به سمع و نظر بانيان مراسم رسانده بودند). اينکه چه وظيفه خطيری بر دوش شاخه های دانشجويی احزابی چون کارگزاران سازندگی يا مشارکت در سال تحصيلی پيش رو،که اتفاقا قرين انتخابات رياست جمهوری ۱۳۸۸است، نهاده شده و تشکّل واپس گرای انجمن اسلامی (به ويژه در تهران و شهرهای مرکزی) با تامين بودجه از سوی احزاب نامبرده، چه کارکردی را در بستر حاّد- وابستگی علنی به حاکميت به نمايش خواهند گذارد، مباحثی است که مکرّرا بدان پرداخته شده و طرح ديگر باره آن، در اين نوشتار نمی گنجد، و اشاره ای گذرا به آن، تنها بر ضرورت ايجاد تشکل مستقل و پيشرو دانشجويی صحّه می نهد که دستاوردی است دموکراتيک و تاريخاَ به طلايه داری پيشروترين نيروی تاکنون موجود در دانشگاه، يعنی چپ دانشجويی تحقّق پذير بوده است.